الشيخ عباس القمي ( مترجم : محمد محمدى اشتهاردى )
59
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى )
پيامبر ( ص ) در كنار قبر مادر ابن جوزى در كتاب « حدائق » نقل مىكند ، هنگامى كه رسولخدا ( ص ) در جريان عمرهء حديبيّه و غزوهء بنى لحيان ( در سال ششم و هفتم هجرت ) و . . . از سرزمين « ابواء » گذر كرد ، فرمود : « خداوند به محمّد ( س ) اجازه داد ( و او را موفق كرد ) تا قبر مادرش را زيارت كند » . آنگاه كنار قبر مادرش رفت و آن را اصلاح كرد و گريهء سختى نمود ، كه همهء مسلمين از گريهء آنحضرت گريستند ، شخصى علّت گريهء پيامبر ( ص ) را از آنحضرت پرسيد . فرمود : « دلم به ياد مادرم سوخت ، او را با اين حال به ياد آوردم و گريستم » . نگاهى بر زندگى عبد المطّلب جدّ اوّل پيامبر ( ص ) در سال هشتم ولادت پيامبر ( ص ) بود كه جدّ بزرگوارش ، عبد المطّلب از دنيا رفت ، از آن پس عمويش ابو طالب از پيامبر ( ص ) سرپرستى مىكرد . عبد المطّلب نخستين كسى بود كه عقيدهء « بدا » را اظهار كرد « 1 » . عبد المطّلب در روز قيامت با يك امّت جداگانه محشور مىگردد ، در حالى كه شكوه شاهان و سيماى پيامبران را دارد . ابو طالب مىگويد : پدرم عبد المطّلب كتاب را مىخواند ، و مىگفت : در نسل من پيامبرى خواهد آمد كه دوست دارم آن زمان را درك كنم و به او ايمان بياورم ، هر كس از فرزندانم زمان او را درك كرد ، حتما به او ايمان بياورد .
--> ( 1 ) بداء : يعنى اعتقاد به اينكه گاهى خداوند حكم مخصوصى براى موضوعى تا مدّتى قرار مىدهد و پس از آن مدّت ، آن حكم را برمىدارد مانند حكم به ابراهيم ( ع ) در مورد قربانى نمودن فرزندش اسماعيل ( شرح بيشتر در علم كلام ) - مترجم .